تبليغاتX
یـــــلـــــه
It all depends on how we look at things, and not on how they are themselves

 these feet carry me far
 my body so tired
Mouth is dry, hardly speak
Holy Spirit rise in me


blunt

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1387/12/29ساعت 8:7 PM  توسط یله  | 

یا بشکن یا برو

.

.

.

گادا... مارا قوی بگردان ما طاقت نداریم خود را اینگونه ببینیم. آمین.

پ.ن(بعد ۲ مین): نه گاد جان این ۲ قطره به درد من نمی خوره، مث مرد بشکن...نترس.

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1387/12/29ساعت 10:26 AM  توسط یله  | 

آقای خ ا ت م ی عزیز

برای اثبات بزدلی تان نیاز به این همه برو بیاها نبود، از همان روز دانشگاه تهرانتان، همه چیز مثل روز برایمان روشن بود.

+ نوشته شده در  سه شنبه 1387/12/27ساعت 6:52 PM  توسط یله  | 

- من یه زمانی می خوابیدم رو میز کامپیوتر سینه هام می خورد به کیبرد ملت هی می گفتن چی داری تفت میدی!

+ آره منم یه زمانی لپ تاپم و می ذاشتم رو پام شـوم بـولـم می خورد بهش، برام اسپیس می زد!

+ نوشته شده در  یکشنبه 1387/12/25ساعت 6:20 PM  توسط یله  | 

گاهی از تصور بغض خودم

گر یه ام می گیرد...

 

 

نکبت!

+ نوشته شده در  شنبه 1387/12/24ساعت 1:20 AM  توسط یله  | 

مرتیکه رو کل سینش چارتا دونه پشم پيدا نميشه! همچين با اعتماد به نفسه كامل وكاذب دكمه هاشم تا زير خشتکش باز كرده! خودش جهنم، يعني فك نمي كنه GF اش ببينه، turn Off e turn Off مي شه بدبخت!

پ.ن: اين TYRA BANKS ام خويه هااا!(+)

.

.

.

پ.ن2: آقا راس مي گي TYRA خر كيه! BYONCE و بچسب!(+)(+)

پ.ن۳: ای خدااا! آقا من یه تفتی دادم! جون GF اتون، شماها به خودتون نگیرید.

 

+ نوشته شده در  یکشنبه 1387/12/18ساعت 11:59 PM  توسط یله  | 

زنگ زده می گه: "سلام چطوری؟"

 می گم: " مرسی شما؟"

 می گه: "تتلو ام!"

می خندم می گم: " آدم قحط بود؟"

می گه: "این خنده ها خرج داره ها الکی نیس! ما پول می گیریم می خندونیم!"

می گم:"اِ ؟ ستادِ روحیه دِهی زدین؟"

...

خلاصه گفتم شاید از اینان که صدا ضبط می کنن، گفتم اگه احیانن بلوتوثش رسید دستتون یا جایی شنیدین! بدونید که من بودم!

+ نوشته شده در  شنبه 1387/12/17ساعت 11:15 PM  توسط یله  | 

چیزی که در خودم حس می کنم، چیزی که کمی غریب و تازه است... حس های کشف نکرده ام که هر روز بیشتر و بیشتر می شوند، و حتی خو کردنم به این تنهایی ِ سازنده و بعضن خورنده.

یک چیز را خوب فهمیده ام، که دوست ندارم آن طور دیوانه وار دوست داشته شوم، و حتی شاید کمی هم دوست ندارم آن طور دیوانه وار دیگر کسی را دوست داشته باشم. بد جور در هم پیچ خورده ام.

ذهنم زیادی دارد کش می آید.

+ نوشته شده در  شنبه 1387/12/17ساعت 10:58 PM  توسط یله  | 

یک حالت "به تخــــمم گونه" ای در ما پدید آمده که بسیار دوستش می داریم.

گادا! این احساسات را همواره بر ما بفرما. آمین.

+ نوشته شده در  شنبه 1387/12/17ساعت 10:32 PM  توسط یله  | 

با آرامش کامل پرسیدم: "جواب آزمایش چی شد راسی؟ منفی بود نه؟" گفت: " نه... مثبت بود، خودمم باورم نمی شد به این زودی بشم! فک کنم همون شب تولد تو بوده!"

احتمالن بچه هه من را سرویس خواهد کرد!

+ نوشته شده در  سه شنبه 1387/12/13ساعت 1:28 PM  توسط یله  | 

 فقط همینم مانده که در اين هواي بهاري(!) همراه با صبح هاي يك نفره اش و هجوم فكرهاي دو نفره اش، افشرده ی گل سرخ هم استعمال کنم.

پ.ن: عزیزکانم افشرده ی گل سرخ را برای درمان افسردگی به کار می برند که در بروشور هایش با فونت امام آمد کیهان ۵۷ نوشته: "افزایش میل جـنـسـی".

+ نوشته شده در  دوشنبه 1387/12/12ساعت 1:14 PM  توسط یله  | 

خدایا، جون مادرت... تو این هوای بهاری، افسردگی دیگه چه صیغه یی یه!!

 

 پ.ن: آورده اند که از عوارض افسردگی برای بلاگ نویس جیگری(!) چون من، حواس پرتی هنگام تایید کامنت هاست که منجر به حذف آن ها می گردد! خدا شاهده من حتی جواب چن تاشونم نوشته بودم!

پ.پ.ن: نیز آورده اند که از عوارض ِ عوار ِضَش نوشتن پ.ن های لوس و ننر و ضایعی چوت پ.ن بالاس!

پ.پ.پ.ن: به دراگو: عسيسم! لابد كه نه، حتما كه چون همه قراره بميريم بايد قدر ِ زندگيو بدونيم. افتاد؟!

+ نوشته شده در  جمعه 1387/12/09ساعت 11:10 AM  توسط یله  | 

حالم از GEM ،PMC ،TVPERSIA و ... از همه این عوضی هایی که فقط بلدن چیز لیسی این ور آبی ها رو بکنن و بعد ما رو دراز گوش خطاب کنن به هم می خوره.

توی این دمبل دیمبوی شمع و گل و پروانشون صبحی T2 داشت یه مصاحبه یی نشون می داد با ک ا م ر ا ن ه و م ن که واقعن جای ایول گفتن داشت به امیر قاسمی که جای ...شعرایی که چه پسر نازی(!) غذا چی دوس داری؟ چن سالت بود که جیشتو گفتی!! قشنگ مو رو از ماست می کشید بیرون که چرا از  Black cat's جدا شدین و نظرتون راجع به این حرف شهبال شپره چیه فلان حرفی رو که زده قبول دارین؟

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1387/12/08ساعت 3:5 PM  توسط یله  | 

...می ترین حالت در مواقع دلتنگی اینه که به یکی بگی که دلتنگی بعد بگه "آخِی چرا؟"

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1387/12/08ساعت 2:29 PM  توسط یله  | 

I'm so hollow baby... I'm so hollow...

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1387/12/07ساعت 9:58 PM  توسط یله  | 

با تشکر فراوان از خانم گلوریا گینور و کلیه دوستانی که ما را در این راستا یاری نمودند.

+ نوشته شده در  سه شنبه 1387/12/06ساعت 10:6 PM  توسط یله  |